گذشت اینهمه روز و باز در اتفاق ِ نبودنتـــــــــــــ

تنها جشن می گیرم اینهمه روزهای در گذر  ِ ناچار  ِ بودن را ...

و نگاهم را به مردمکان کسانی می تابانم که تو نیستی !

مادر ...

/ 8 نظر / 16 بازدید
من

ازت متنفرم

سارا

....و نگاهم را به مردمکان کسانی می تابانم که تو نیستی !

خانمی

مهم نیست که آخرین زلزله زندگی ات چند ریشتر بود مهم نیست که در آن زلزله چه چیزهایی از دست دادی مهم این است که دوباره از نو بسازی جهانت را … زندگی ات را … باورت را … “مهم شروع دوباره است”

برده ولی آزاد

چنان درگیر چاله های پشت سر بودم که چاه پیش رو را ندیدم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] خوشا آنانکه با گذر عمر پیر و با کهنه شدن عشق جوان می شوند. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] من اگر فکر کنم همیشه برنده ام با اولین شکست همیشه بازنده خواهم ماند. شکست پذیرفتنی نوعی برد است [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تقدیم شما از هر آنچه نیکی ست.متشکرم از حضورتون عزیز

خانمی

زمان نمی ایستد و لحظه ها میروند قدر بودن و باهم بودن را بدانیم!

حامد!

سلام دوست عزیر :) وبلاگت خیلی خوب بود حتما به منم سر بزن :) اگ دوست داشتی منو بلینک بعد خبر بده به چه اسمی بلینکمت!!! مرسی ♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥ ♥♥♥ ♥♥ ♥

مریم سالاری

سلام خیلی وقته وبلاگت رو میخونم ولی خواننده خاموشم.... خواستم بگم مفهوم این نوشته چیه ؟ مامانت چیزی شده؟

مریم سالاری

سلام خیلی وقته وبلاگت رو میخونم ولی خواننده خاموشم.... خواستم بگم مفهوم این نوشته چیه ؟ مامانت چیزی شده؟