از من چقدر شبیه تو زاده می شود

در کشوری توسعه نیافته (بالا رفتن از دیوار مردم با اجازه همسایه رو به رویی) حق کپی رایت آزاد است مهم ترویج فرهنگ و اندیشه است

هذیان عشق

دیشب تمام عاشقی ام را خندیده ام

در لبان زیبایی به وسعت بوسه

با شب از میان پنجره آرام خزیدی

کنار بستر تب دار آرزوهایم

در بستری که پر از فضای عشق تو بود...

دیوارها ی ترک خورده ی تنهاییم

با سایه های عریان تنت پیوند خورد

نور اندکی از عشق به من رسید

و چینی شکسته ی قلبم را بند زد

مانند پیچکی سبز ، با سر انگشتان ملتمسم به تو آویختم

تا ریه های تب آلوده ام را سیراب کنم

سنگینی گلبرگی مرا در بازوانت گرفتی

و جوانه های شکفته شده ام را از

قطره های لبریز عشقت سیراب کردی

عشق در هوای دستهایمان به بلوغ تنفس رسید

چشمهایت را شنیدم

در گستره ای از همهمه ی عشق

در چشمهای زیبا و دلفریبت پر از دریا شدم ، پر از اقیانوس

در یگانگی آغوشت به آفتاب رسیدم

و باران بارید...

* با تو در حوالی خوشبختی ام *

[ ۱۳٩٠/٦/٢۸ ] [ ٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]