از من چقدر شبیه تو زاده می شود

در کشوری توسعه نیافته (بالا رفتن از دیوار مردم با اجازه همسایه رو به رویی) حق کپی رایت آزاد است مهم ترویج فرهنگ و اندیشه است

خاطرات کودکی

دو دست من هنوز از بوی بی گناهی خرد سالگی خویش سرشارند

در نرمش سر انگشتانم هوای دوختن جامه ی پر چین عروسکهاست

از ابریشم پر نقش جامه ی کودکیم هنوز هم هوای چیدن سبزچه هاست

دریغا !!

که در همه ی قلبم از آن همه خاطره ی شیرین تنها نگاه و لبخند کودکی ام موج میزند

هنوز من با سبدی از سالهای نخستین میان شقایقهای وحشی به راه می افتم

و موج عطر تنم را با چشمهایم می شکنم .

قلبم از سالهای کودکی پر است و کلاف نگاهم با پرواز کبوترها تا فراسوی ابرها گشوده می شود

اینک من و گنجشکها در گردشیم و در عطر شقایقهای کودکی تکرار می شویم

بوی فصلهای کودکی دستها ی مرا ترک نمی گویند...!!

 "با اینکه دستهایم از عشق پینه بسته اند "

[ ۱۳٩٠/٦/٢۸ ] [ ٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]