از من چقدر شبیه تو زاده می شود

در کشوری توسعه نیافته (بالا رفتن از دیوار مردم با اجازه همسایه رو به رویی) حق کپی رایت آزاد است مهم ترویج فرهنگ و اندیشه است

بیاد تو

به خاطر دارم چشمان بسته ات را

انباشته از روشنی سیاه

تن ات را چون دستی گشاده

چون خوشه ئی سفید از ماه

و لذت را !

آنگاه که چون آذرخشی می کُشدمان

و برقی آتش بر موهایمان می افکند

و آنگاه که آرام به زندگی باز می گردیم

گویی از اقیانوسی بیرون آمده ایم

یادهای دیگری نیز هست...

که به نا گاه سر می زنند

تو را می بینم

و قامت تو را که

سراسر لهیب لذت بر آن می افتد

بی اینکه ویرانت کند

هر روز در منی

آنگونه که باید باشی

خاکستر عشقت نمی افسرد

شاید دیگر هرگز ترا نداشته باشم

اما یادت

برای من سعادتی جاودانه بر زمین خواهد بود .

آه ای زندگی من !!

این تنها آتش نیست که در میان می سوزد

این تمام زندگی ست

داستانی ست ساده

عشقی ست ساده‌

از یک زن ،از یک مرد

مثل همه...!!

* تنها تویی که فرو مینشانی تب زهرمرگی این روح نا آرام را *

[ ۱۳٩٠/٦/٢۸ ] [ ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]