از من چقدر شبیه تو زاده می شود

در کشوری توسعه نیافته (بالا رفتن از دیوار مردم با اجازه همسایه رو به رویی) حق کپی رایت آزاد است مهم ترویج فرهنگ و اندیشه است

سفر

اکنون دیگر

کدام حرف

وچه کس ...

پیش از این

هر چه در دنیا مرا تسلایی بود

و اکنون دیگر هیچم نمانده است...!

زمانی مثل آب ، خواب مرا میبرد اینک تمامی ساعتها غلط شده اند ،شیشه ها ی رنگین روشنتر شده اند و من در سرا شیب افتاده ام اتاقم آبی است درها و کمد ها  و آسمانش هم می پنداشتم هرگز آنرا ترک نخواهم کرد ، اما در این اتاق دیگر .کسی نمی خوابد ،شعر نمیگوید ،کتاب نمی خواند ،نمی خندد ، کسی نیست که از من باشد . تنها عاطفه پای میکوبد در تاریکی و دیوانگی روی پرده راه میرود، تمام پنجره ها بسته است هوا گرفته و مسموم و کوچه ها همه آلوده از دروغ و ریاست ، و دست ها همه پیغمبران مکر و فریب، نه مهربانی ِ‌یاری ، نه غمگساریِ‌دوست ، روزها را در تقویم شماره میکنم روزهای در خانه ماندن را .....!! باید سفر کنم .

"قرار من در کدامین سوی دنیا نهفته است

روانم به کدامین گوشه آسوده خواهد زیست"

[ ۱۳٩٠/٦/٢۸ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]