از من چقدر شبیه تو زاده می شود

در کشوری توسعه نیافته (بالا رفتن از دیوار مردم با اجازه همسایه رو به رویی) حق کپی رایت آزاد است مهم ترویج فرهنگ و اندیشه است

بی کرانگی امید

بهار زیبایی ست

در محفل عارفانه ی غروب

و حضور زیبای رُز های سرخ

...

دلم می خواهد شعر عاشقانه بخوانم

برای عشق های بهارانه ی رفته از یاد

برای قطره قطره های صمیمی باران

برای دستهای مهربانی که

به مو های من در آفتاب دست می کشد

دلم می خواهد شعر عاشقانه بخوانم

اما ...

صدای من افسوس

در انجماد سرد هوای تو یخ میزند

و پشت دیوار بی نهایت نگاهت قندیل می بندد

یک روز دوباره اما

خورشید صمیمانه می دمد

یخ نگاهت دوباره آب می شود

و صدای عاشقانه ی من

با درخت سیب همسایه شکوفه می دهد

و من عاشقانه می خوانم

برای

خاک و آب و آتش و باد و خانه ی گرم خورشید

و برای 

 تو ...

[ ۱۳٩٠/٧/۱۳ ] [ ٩:٥٧ ‎ب.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]