از من چقدر شبیه تو زاده می شود

در کشوری توسعه نیافته (بالا رفتن از دیوار مردم با اجازه همسایه رو به رویی) حق کپی رایت آزاد است مهم ترویج فرهنگ و اندیشه است

تو را با تو به انتظار نشسته ام

غرابت دلگیر غروب

در ازدحام شهر متوقف مانده است

کلاغهای آواره ی سرگردان

دلتنگی پاییز را به خیابان میریزند

و صدای قارقارشان

در انزوای ایوان متروکی

طناب خالی رخت را می لرزاند

من یاد تو را در گلدان سبز اتاقم تماشا می کنم

که چگونه رشد می کند و شکوفه می دهد

و عطر بهار در پاییز خشک اتاق جاری می شود

و از موج های سیاه دامن من ستاره های عشق جرقه میزنند

یک ستاره برای من کافی ست

که به من

برای تحمل این شب سنگین

دل بدهد

 

" روح من ... تشنه ی همیشگی ِ ، تو ... بارانی ست "

 

[ ۱۳٩٠/٧/۱٢ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]