از من چقدر شبیه تو زاده می شود

در کشوری توسعه نیافته (بالا رفتن از دیوار مردم با اجازه همسایه رو به رویی) حق کپی رایت آزاد است مهم ترویج فرهنگ و اندیشه است

رویای دروغین

از تاریکی ِگرسنه ، می گذرم  با کلاف ِخاطره ایی در دست ، راه را گم میکنم و نفسم گره میخورد در نخهای نارنجی ِصدایت و ناگهان نقش زمین میشوم ... سنگ فرش ِ سرد اتاق مرا تنگ در آغوش میفشرد و سرمایش تب ِ تند ِتن آلوده ام را ، فرو می نشاند و لحظه ایی مسحور لذت شیرین هم آغوشی اش می سازد بر می خیزم و شمعی روشن میکنم چشم هایم را کوک میکنم به وقت ِ گاه گاه ِ آمدنت ، و می نشینم بروی صندلی همیشگی ام و آرام تاب می خورم تا تاب بیاورم هذیان دروغین هر شبه ام را : چه حلاوتی ست نداشتن یاری که هر شب مرا تنها بگذارد

تو ...

[ ۱۳٩٠/٧/٩ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]