از من چقدر شبیه تو زاده می شود

در کشوری توسعه نیافته (بالا رفتن از دیوار مردم با اجازه همسایه رو به رویی) حق کپی رایت آزاد است مهم ترویج فرهنگ و اندیشه است

 

 

من از راه تنفس مصنوعی قصه ها را شروع می کنم...دهانم را روی دهانت می گذارم و می خواهم بدانی می خواهم به هوش بیایی ، میخواهم صدای نفسهایت را بشنوم...ضربان کند قلبت مرا سرد می کند ، می دانی دستهای من برای همیشه باز است ، من هستم تا همان انتهایی که همیشه به تو گفته بودم !!

تو ...

[ ۱۳٩٢/٤/٢٦ ] [ ٧:٥۱ ‎ب.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]

 

بغضی خاموش ...

ابدیتی غریب ...

که غروبش را

و شکستن اش را

هیچ گریزی نیست

تو ...

[ ۱۳٩٢/٤/٢٦ ] [ ٧:٤٧ ‎ب.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]

 

هستم هنوز ... به اندازه ی تمام شَک های تو زنده ام ،‌ مبادا زیر سرشان بلند شود و بویی از یقین ببرند ، از تو چه پنهان ... خودآزاری من مستعد تمام کابوسهایی ست که از سوم شخص مفرد این رابطه شکل می گیرد ... دلم میخواست آنقدر در چشمانت به بلوغ رسیده بودم که ، سوزن نمی شدم در انبار رویاهایت!

تو ... 

[ ۱۳٩٢/٤/۱٩ ] [ ٦:٢٠ ‎ب.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]

 

غرور ماندن که در هم بریزد

باید به رفتن اقرار کرد !

تو ...

[ ۱۳٩٢/٤/٩ ] [ ٩:۱۸ ‎ب.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]

 

و اگر روزی ...

و اگر روزی بفهمی ...

و اگر روزی بفهمی دیگر چه فایده ... 

اگر تمام جهان را به من تعارف کنی !

تو ...

[ ۱۳٩٢/٤/٧ ] [ ٥:۱٠ ‎ب.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]

 

نمی شود

بی خیال بغض هایی شد

که ایدئولوژی خاص خود را دارند

فقط باید آب حوض چشمان را عوض کرد

تا اشک شوند به شرط شوق بودن !

تو ...

[ ۱۳٩٢/٤/٧ ] [ ٥:٠٩ ‎ب.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]

 

 شعری که در انتهای هر مصرع             

دستش از تو کوتاه بماند                                                                                    

باید خود ارضایی را به مساوات میان استعاره هایش تقسیم کند ... !

 تو ...

[ ۱۳٩٢/٤/٧ ] [ ٥:٠٤ ‎ب.ظ ] [ سروش ] [ نظرات () ]